دانستنی

آیا کارآفرینی برای شما مناسب است

آیا شما می توانید کارآفرین خوبی شوید

دوستان عزیز جالب است بدانید که فقط حدود ۵ درصد از مردم مناسب هستند که برای خودشان کسب و کار راه اندازی کنند و ۹۵ درصد دیگر با کار کردن در شرکت ها یا سازمان های بزرگ خیلی کارآمدتر و خوشبخت تر هستند. اگر می خواهید به موفقیت در کسب و کار و زندگی خود دست پیدا کنید باید بدانید که از همین ابتدای کار باید مشخص کنید که آیا برای کارآفرین شدن ساخته شده اید یا خیر؟!

انگیزه ی اصلی برای کارآفرین شدن تنها نمی تواند پول باشد، بلکه بیشتر آزادی مدنظر است. برای موفقیت در کارآفرینی اشتیاق شما برای آزادی شخصی و خود کنترلی باید آن قدر زیاد باشد که روی تمام فداکاری ها و سختی هایی که با آن مواجه خواهید شد؛ بتوانید غلبه کنید. یک کارآفرین در طول هفته حدودا شصت ساعت کار می کند که تقریبا شش روز در هفته است و غالبا تا دیروقت ادامه دارد. وقتی کسب و کار خودتان را راه اندازی می کنید باید آمادگی این را داشته باشید که به مدت چهار تا هفت سال بسیار سخت و شدید کار کنید تا بتوانید به موفقیت در کسب و کار خود دست پیدا کنید.

دو عنصر مهم در کارآفرینی

۱ – جرئت پذیرش ریسک های بزرگ در مورد پول و وقت خود

۲ – استقامت کافی برای تحمل ماه ها و سال ها سختی تا بالاخره به موفقیت برسید.

حداقل ۸۰ درصد کسانی که کار و حقوق ثابت خود را رها می کنند تا برای خودشان کاری آزاد دست و پا کنند، به این نتیجه می رسند که شغل مناسبی انتخاب نکرده اند و به زودی به دلیل ساعت های طولانی کار و مشکلات تمام نشدنی، روحیه ی خود را از دست می دهند.

آن ها متوجه می شوند که از کار فردی و این که مسئولیت همه ی کارها از جمله جارو کردن زمین و شستن توالت ها، بر عهده ی آن ها باشد، راضی نیستند. بلکه به آرامش، امنیت و همراهی موجود در کار درون یک سازمان بزرگ تر احتیاج دارند که در زمینه ی تخصصی خود مشغول به کار شوند، و افرادی در کنارشان باشند تا وظایف جانبی و کمکی را انجام دهند تا بتوانند به حس موفقیت در کسب و کار خود دست پیدا کنند.

دوستان عزیز سایت پرورش افکار باید مهم ترین و اصلی ترین هدف شما در زندگی رسیدن به خوشبختی باشد. فقط در صورتی می توانید به خوشبختی و موفقیت در کسب و کار خود دست پیدا کنید، که واقعا با تمام وجود کارتان را دوست داشته باشید. به گونه ای که قادر باشید سال های زیادی تمام فکر و ذکرتان را صرف ساختن کسب و کارتان کنید؛ حتی اگر ابتدا سود کمی نصیبتان شود.

زمان این که تعیین کنید کارآفرینی برای شما مناسب است یا خیر، قبل از استارت کار است، نه پس از این که ماه ها از زندگی خود را سرمایه گذاری کرده اید و میلیون ها تومان پولی که به سختی و با مشقت زیاد به دست آورده اید را از دست داده اید.

 

سعی کنید کاری را انتخاب کنید که مناسبتان باشد

راه اندازی یک تجارت و کسب و کار جدید مانند ازدواج است. باید بین شخصیت شما و کاری که قصد دارید وارد آن شوید همخوانی وجود داشته باشد. بعضی از افراد در یک کار شکست می خورند، ولی در کار دیگری به موفقیت و پیروزی می رسند. چون برای یک جور کار مناسب نبوده اند، ولی ممکن است برای کار دیگری کاملا مناسب باشند.

هیچ کاری بدون شور و اشتیاق به موفقیت نمی رسد. قدرت و توانایی شما در به وجود آوردن و تقویت شور و شوقتان امری بسیار مهم و ضروری است، تا در مواجهه با سختی ها و موانع قادر باشید به راهتان ادامه دهید. فقط در صورتی به موفقیت در کسب و کارتان و فروش محصولات خود می رسید که واقعا به آن ایمان داشته باشید و به آن اهمیت بدهید. باید چیزی باشد که از فروختن آن به پدر، مادر یا بهترین دوست خود احساس خوشحالی کنید.

 

تا جایی که می توانید در مورد راه اندازی کسب و کارها مطالعه کنید

سعی کنید هر کتاب، مقاله یا مطلبی که در مورد کسب و کارهای بالقوه به دست می رسد را مطالعه کنید. همواره چشمتان به دنبال محصول یا خدماتی باشد که مردم نیاز دارند اما کسی آن را عرضه نمی کند. با دوست خود صحبت کنید. در کار یا رشته ی خودتان جست و جو کنید. ممکن است پشت چیزی که فکر می کنید باید کسی آن را در بازار محل زندگی یا کار شما عرضه کند، یک ایده ی چند صد میلیون تومانی قرار داشته باشد.

بنابراین همواره چشم ها و گوش های خود را روی فرصت های شغلی جدید که در اطرافتان پیش می آید، باز نگه دارید و تیز باشید. مخصوصا به ندای درونی خود گوش دهید. بررسی کنید چه محصول یا خدماتی را دوست دارید به بازار بیاورید و به وسیله ی آن کسب و کار موفقی راه اندازی کنید. این نقطه شروع آغاز کسب و کار شما می باشد.

مشتری خود را به خوبی بشناسید

یکی از مهم ترین پرسش ها در بررسی بازار این است که بدانید مشتری شما کیست؟! عدم توانایی در پاسخ کاملا واضح و روشن دلیل اصلی شکست و عدم موفقیت در کسب و کار شما می باشد. چون صاحبان مشاغل در مورد مشتریان خود ابهام دارند، آن ها تعدادشان آن قدر نیست که باعث موفقیت در آن کار شود.

شما به خوبی باید بدانید که مشتری شما چه کسی است، در چه رده سنی قرار دارد، حدود درآمدش چقدر است؟ چه شغلی دارد؟ چه نوع باورها، علایق، ارزش ها و نگرش هایی دارد؟ باید تمام این موارد را در نظر بگیرید و به آن ها پاسخ روشنی بدهید.

برای این که یک محصول بتواند بازار و فروش خوبی داشته باشد، باید از سه نظر بهتر باشد. باید سریع تر و ارزان تر باشد، استفاده از آن آسان تر و ساده تر باشد، باید از جنبه ی مهم بهتر، شامل امکانات یا مزیت های بیشتری باشد، باید بسیار حرفه ای تر به فروش برسد، بهتر تحویل داده شود و در کل خدماتش با سرعت بیشتر انجام شود.

حال بررسی کنید محصولات یا خدمات شما از کدام سه لحاظ نسبت به سایر محصولات موجود در بازار برتری دارد؟! آیا به اندازه ی کافی مشتری بالقوه هست که موجب موفقیت در کسب و کارتان شود؟! سپس بررسی کنید که بازارتان به اندازه ی کافی متمرکز هست؟! آیا قادر هستید با آگهی، تبلیغات و امور مربوط به فروش وارد بازار شده و به اندازه ی کافی فروش کنید تا سود کافی به دست آورید؟!

هرگاه شرکتی چه بزرگ باشد و چه کوچک، در زمینه ی فروش و نقدینگی به مشکل بر بخورد، تقریبا همیشه می توان ردپای آن را در ناتوانی شرکت در شناسایی درست مشتری های بالقوه و نیز ناتوانی شرکت ها در دسترسی به آن مشتری ها به تعداد کافی و ترغیب آن ها به این که در زمان مقرر و با قیمت سودآور خرید کنند پیدا کرد.

ادامه دارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *